آرشیو پرسش و پاسخ ها

چرا حق طلاق به مردان داده شده آیا این ظلم در مورد زنان نیست؟

پاسخ:

اولا: تصمیم عجولانه و رنجش سریع از صفاتی است که در خانم ‎ها بیشتر دیده می‎شود. ولی مردها به لحاظ ساختار روحی سعی دارند کارها را از طریق عقلانیت و دوراندیشی پیش ببرند. از آنجا که منشأ پاره‎ای از طلاق‌ها بر سر مسائل کوچک و جزئی است و زنان در دامن زدن به مسائل جزئی مهارت خاصی دارند، اگر قرار بود اختیار طلاق به دست زنان بیافتد، آمار طلاق به مراتب بیشتر از امروز بود زیرا با اندکی تفحص در اطراف خود پی می‌بریم که تحمل و بردباری مردان در مقابل مسائل جزئی بیش از زنان است. با وجود این، نگرش منصفانه به احکام اسلام، بسیاری از شبهات و نگرانی‎ها را خنثی می‎کند.

ثانیا: با نگاه به آیات قرآن و روایات اسلامی در می‎یابیم که طلاق پدیده منفوری است و اسلام دوست ندارد اختلافات خانوادگی منجر به طلاق شود به همین جهت شرایط سختی برای آن قرار داده است در حدی که مردها به طور آزاد وافسار گسیخته نمی‎توانند زنانشان را رها کنند زیرا در اجرای طلاق موانع سنگینی بر سر راه آنان است ومقدمات وپیامدهای مالی و اخلاقی طلاق همانند پرداخت مهریه، نفقه ایام عده، نفقه شیردادن به فرزند، حق سرپرستی و… سبب شد که طلاق محدود و جلوی ظلم به زنان گرفته شود.

ثالثا: چنین نیست که در تمام شرایط و در همه حال طلاق در دست مرد باشد و زن هیچ گونه حق طلاق نداشته باشد بلکه در مواردی زن حق طلاق دارد ‌چنان‌که امام خمینی (ره) می‌فرماید :

برای زنان محترم، شارع مقدس راه سهل معین فرموده است تا خودشان زمام طلاق را بدست گیرند به این معنی که ضمن عقد نکاح اگر شرط کنند که وکیل باشند در طلاق (مطلق یا مشروط)، زن وکیل باشد که خود را طلاق دهد. دیگر هیچ اشکالی برای خانم‎ها پیش نمی‎آید و می‎توانند خود را طلاق دهند. با بروز مشکلاتی در نظام خانواده، هم فقه و هم قوانین عرفی راهی جدید برای حمایت از زنان باز کرد. زن با ارائه ادلة محکمه پسند در مواردی می‎تواند به دادگاه رفته و درخواست طلاق کند. برای نمونه، در جایی که مرد توانائی عمل زناشویی را ندارد. یا مفقود الاثر شده و یا نسبت ناروایی به زنش زده و یا دوام زوجیت موجب عُسر و حرج زوجه است، دادگاه مرد را احضار کرده تا این‎که زنش را طلاق دهد. و اگر مرد از این کار سر باز زد، دادگاه (حاکم شرع) صیغه طلاق را برای زن اجرا می‌کند و آن دو از هم جدا می‌شوند.

رابعا: سوءاستفاده برخی مردها از اختیاراتی که دارند به منزلة ضعف نظام اسلام نیست و مختار بودن مرد در شرائط عادی، نه کاشف از بی‎توجهی به زنان است و نه طرفداری از مردان، بلکه به لحاظ خانواده، و نیز در راستای رعایت سایر قوانین فقهی است. هرگاه زن از بودن در کنار مردی ناراحت باشد با بخشیدن مبلغی می‎تواند خود را طلاق دهد که در اصطلاح طلاق خُلع گویند. با این بیان جای هیچ‎گونه نگرانی برای زنان نیست.